جدید ترین عناوین خبری امروز
واریته

توجه: رمز عبور شما به صورت اتوماتیک به ایمیل شما ارسال خواهد شد.

نقد فیلم عصبانبی نیستم

نقد فیلم عصبانی نیستم

بی تردید باید به جایگاه تک تک فیلمسازان تاریخ پر فراز و نشیب سینمای جهان ، از برادران لومیر گرفته تا فیلم سازانی که در آینده متولد خواهند شد، عمیقا غبطه خورد. سینما برای فیلمساز این امکان را فراهم خواهد آورد تا خالق دنیایی باشد که مخاطبینش قرار است دست کم چیزی در حدود دو ساعت از زندگی خود را در آن سپری کنند و درست همینجاست که جادوی سینما، تاریکی را به روشنایی ، نفرت را به عشق و درد را به تلنگری تاثیر گذار بدل خواهد کرد.جادویی که تنها در دستان فیلمساز است که یافت می شود.

در این میان عده ای معتقدند که سینما برای تاثیر گذاری، به وجهی بی رحمانه تر از آنچه تاکنون از خود نشان داده نیاز دارد .فیلمسازان گاها در مواجهه با این مسئله دچار سوتفاهم می شوند و ظاهرا فراموش می کنند که قرار نیست برای تحت تاثیر قرار دادن مخاطب در سالن سینما اقدامی خارج از محدوده ی درام اتفاق بیفتد و همراه کردن مخاطب به هر قیمت هدفی نیست که سینما دنبال میکند و نهایتا ماحصل این تفکر بی رحمانه هیاهویی است همچون « عصبانی نیستم ».

نقد فیلم عصبانبی نیستم

فیلمی که بعد از پنج سال انتظار سرانجام رنگ اکران را به خود دید و این فرصت را برای سینما دوستان فراهم کرد تا بعد از «لانتوری» تجربه ی دیگری از رضا درمیشیان را روی پرده ی سینما ببینند.اما پیش از اینکه بحث پیرامون فیلم را آغاز کنیم، توصیه ای برای آن دسته از مخاطبین که هنوز فیلم را در سینما ندیده اند دارم.یک توصیه ی مهم : لطفا با قرص استامینوفن به سالن سینما بروید.بله.این یک شوخی رسانه ای نیست بلکه یک توصیه مهم است.بدون شک بعد از تمام شدن فیلم ، نه تنها توان فکر کردن به آن را ندارید بلکه با سر دردی عجیب از سالن سینما خارج و راهی منزل خواهید شد.

اتفاقی که مشابه آن در «لانتوری» نیز مشاهده شد.البته با شدتی بیشتر و این غیر قابل تحمل بودن نه تنها در وجه سمعی بلکه از لحاظ بصری نیز در کار احساس می شد.اکنون و در «عصبانی نیستم» نیز با شرایطی مشابه روبروییم.قبل از هر چیز باید گفت «عصبانی نیستم» اساسا فیلمِ تدوین است.آن هم یک تدوینِ روی اعصاب.به این معنا که فیلم در مرحله ی تدوین تبدیل به آنچه هست شده و این وجه در سرتاسر اثر به قدری پر رنگ می نماید که باقی وجوه را تحت تاثیر خود قرار می دهد.این بازی پر سروصدایی که درمیشیان به راه انداخته، هنگامی که با حرکات دوربینی شدیدا نا آرام مخلوط می شود، فیلم را به رزمی کاری تبدیل می کند که قرار است مخاطب را گوشه ی رینگ گیر بیاورد و تا از پای در آوردنش به آن ضربه بزند.

این موضوع که هر فیلم به تبع محتوای درونی اش نیازمند فرمی خاص می باشد کاملا قابل درک بوده و انکار ناپذیر است.فرمی که درمیشیان برای روایت «عصبانی نیستم » برگزیده نیز قرار است از دل محتوای خود اثر بیرون بیاید اما اشکال دقیقا جایی وارد می شود که فیلمساز سعی دارد خودآگاه فرمش را با شدتی یکسان، روی تک تک پلان های فیلم الصاق کند.و دقیقا آنجایی که فرم از دل محتوا بیرون نمیریزد این قِسم برچسب زدگی ها بدجور می زند توی ذوق. به عنوان مثال در سکانسی که قرار است نوید مارا به درون خانه اش ببرد و هم اتاقی هایش را به ما معرفی کند ، ما هیچ گونه تنش یا به قول خود فیلمساز عصبانیتی در محتوای سکانس نمی بینیم اما فرم دقیقا همان چیزی است که از یک سکانس پر تنش انتظار داریم و اینجاست که ناهمخوانی حسی ایجاد می شود.

نقد فیلم عصبانبی نیستم

از فرم که بگذریم به محتوا خواهیم رسید.نکته ی مهم اینجاست که سینما همیشه در چگونه است که اتفاق می افتد نه در چه.به واقع فیلمساز باید چه را با میزانسنی دقیق به چگونه بدل کند. پیش از اینکه علت نرسیدن از چه به چگونه را در توانایی های درمیشیان جستجو کنیم باید به فیلمنامه رجوع کرد. باید به درمیشیان به خاطر این حجم از دغدغه مندی های اجتماعی تبریک گفت.نگاه فیلمسازی که دوربینش را از آپارتمان خارج کرده و به دل جامعه می کشاند، نگاهی ارزشمند است.اما فیلمساز عزیز ما باید بداند ،زمانی که با یک فیلمنامه ی پر حرف و حدیث روبروست در واقع با چه های فراوانی روبروست که باید برای تمام آن ها چگونگی رقم بزند .سال هاست که در سرتا سر جهان فیلم هایی با مضامین مشابه ساخته می شود. اما تنها آن هایی باقی مانده اند که توانستند از چه گذر کنند و به چگونگی برسند و زمانی که این هدف میسر نشود، حاصل ، تکرار مکررات است.

لحظات مهم در «عصبانی نیستم» زمان های مواجهه ی نوید با شرایط گوناگونی است که همگی سعی در عصبانی کردن او دارند. مقایسه ی تصویری بین عملکرد نویدِ عصبانی شده و نویدی که سعی در کنترل عصبانیت خود دارد دوراهی جذابی بود که می توانست با پرداخت بیشتر و دقیق تر تبدیل به نقطه ی قوت فیلم شود و مقوله ی عصبانیت در جامعه را دستمایه پرداختش کند اما فیلمساز این اتفاق مهم را در سطح باقی می گذارد و اجازه نمی دهد که تفاوت در این شرایط متضاد، دراماتیک شود.درمیشیان بیش از اینکه بخواهد به مقوله ی عصبانیت و تبعات آن در دل رفتار های اجتماعی بپردازد سعی دارد موقعیت های غیر دراماتیکی را به تصویر بکشد که این عصبانیت را به وجود می آورند.

اما در پایان این بحث خالی از لطف نیست که پرسشی را مطرح کنم. پذیرش این نکته که سینمای اجتماعی باید بازتاب خردمندانه و موشکافانه ای از لایه های مختلف اجتماع باشد ، کار چندان دشواری نیست.سینمای اجتماعی باید علیرغم تمام برچسب هایی(از جمله سیاه نما) که ممکن است به دنبال کنندگانش بخورد ، راه خود را استوارانه ادامه دهد و از هیچ تلاشی دریغ نکند.اما پرسشی که در اینجا مطرح است.آیا سینما ، ورای نگاه انتقادی و سختگیرانه ی خود نسبت به دغدغه های یک جامعه نباید حامل اندکی امید باشد؟ به بیانی دیگر، میان این حجم از آدم های خسته، بی هویت ، و نا امید یک جامعه قرار نیست عنصری امیدبخش یافت شود؟

 

Download Best WordPress Themes Free Download
Free Download WordPress Themes
Download Premium WordPress Themes Free
Premium WordPress Themes Download
free download udemy course

منبع: اختصاصی واریته

ورود به سایت دیدگاه ها 0
avatar
  Subscribe  
اعلام کردن به