جدید ترین عناوین خبری امروز
واریته

توجه: رمز عبور شما به صورت اتوماتیک به ایمیل شما ارسال خواهد شد.

سریال هیولا
نقد سریال هیولا

نقد و بررسی قسمت یازدهم سریال هیولا

با توجه به نزدیک شدن به قسمت های پایانی در این ۴ قسمت باقی مانده شاهد نزدیک شدن به داستان اصلی و فاز نهایی و تبدیل شرافت به هیولا خواهیم بود.

هوشنگ شرافت که زیربار حرفی نمیرفت و اصالت و شرافت خود برایش مهم بود با نزدیک شدن به کامران کامروا تبدیل به انسانی شده است که رفتاری متناقض و عجیب را در پیش گرفته است.

قسمت یازدهم سریال هیولا با جروبحث دو کارمند شرکت حافظان جنگل شروع می‌شود همان شرکتی که هوشنگ شرافت به تازگی مدیرعامل آن شده، دو شخصیتی که با درنظرگرفتن حضور کوتاهی که در سریال داشته‌اند موفق عمل کرده و توانسته‌اند لحظات مفرحی را برای ما خلق کنند. منظورم از واکنش‌های عجیب هوشنگ شرافت به همین بخش ابتدایی این قسمت باز می‌گردد که منشی لیست خرید را برای شرافت می آورد، آیا نقش اول قصه ما بعد از مدتی فعالیت در حافظان جنگل نفهمید او عملا فهرست کار روزانه ندارد و مطالبه کردن برنامه کاری از منشی امری کاملا بیهوده است؟ چطور ما وقتی منشی از خرید قند حرف زد به‌سادگی متوجه شدیم منظورش خرید یک یا چند کیلو قند است (درست همانند چای در قسمت‌های پیشین)، اما آقای مدیرعامل متوجه وضعیت شرکت نیست؟ همین هوش پایین شخصیت وقتی منجر به خلق هیچ صحنه خنده‌داری هم نمی‌شود.

بخش دیگری که در خانه هوشنگ رقم میخورد پنهان کاری خریدهای گران قیمت شهره از مینا است، شهره که بخاطر ترس از تخلیه خانه همیشه سعه صدر به خرج میداد صبرش تمام میشود و با گوهر خیراندیش کم نمی‌آورند و با گفتن از گشایش‌ های جدید مالی که برایشان اتفاق افتاده و قیمت خریدهایشان او را تا مرز سکته پیش می‌برند!

یکی از عادت‌های همیشگی شهره که مزه خود را از دست داده و برای تماشاگران این سریال عادی شده است شبنم مقدمی یک بار دیگر خانومی را گیر می‌آورد تا به او بگوید «وای ما خیلی پولداریم» و این رفتار او به اینجا ختم نمی‌شود و در بخشی که به شرکت حافظان جنگل می‌رود شاهد هستیم تلفن را برمی‌دارد و به دوستانش زنگ می‌زند تا از گشایش‌های اقتصادی و پیشرفت‌های چشم‌گیری که برایشان اتفاق افتاده بگوید یا زمانی که سوار ماشین شاسی بلند میشود قصد دارد با اصرار فراوان به یک خانمی که قصد پارک ماشین جای آن ها را دارد پُز بدهد و ماشین شاسی بلند را به رخ او بکشد.

نقد سریال هیولا

خانواده شرافت که تصمیم میگیرند از خانه مهیار مهرافزون جابجا شوند درگیر آشفته بازار قیمت مسکن میشوند کرایه خانه‌ها به طرز سرسام‌آوری افزایش پیدا کرده و خانواده شرافت همانند بسیاری از خانواده‌های ایرانی از اجاره یک منزل مناسب بازمی‌مانند، اما هوشنگ تصمیم دارد از آقای کامروا ۲۰۰ میلیون تومان ناقابل بگیرد تا هم به خوبی درک کنیم معلم شیمی سریال هیولا کاملا شرافتش را زیر پا گذاشته و هم باری دیگر مهران مدیری به این مسئله تاکید کند که بسیاری از هیولایی که امروز آن‌ها را به واسطه دزدی‌ها یا سایر فعالیت‌ های ناهنجارشان سنگ می‌زنیم، افرادی بوده‌اند از جنس ما که به‌دنبال نیاز و مشکلات مالی قدم در این راه گذاشته‌اند،  هر وقت فرهاد اصلانی در چنین موقعیتی قرار گرفت در مقابل مهران مدیری یا خانواده‌اش کم آورد و پایش را تا پاشنه روی شرافتش گذاشت و این آرزو بر دل مخاطب ماند که یکبار هوشنگ برای این رفتارش استدلالی بیاورد، با همسرش درد و دلی کند یا هر عمل دیگری که رفتارش را حتی اندکی توضیح دهند.

اما در انتهای قسمت یازدهم سریال هیولا هوشمند کامروا که به تازگی توانست درس خود را در دبیرستان به پایان برساند به تیم هیئت مدیره شرکت خاف اضافه می‌شود تا یکی از جالب‌ ترین بخش‌های این قسمت و حتی کل سریال را نظاره‌ گر باشیم. درحالی‌که چند دقیقه قبل یکی از معلمان معترض از بیکاری فرزندان سایر معلمان با وجود داشتن تحصیلات عالیه می‌گوید، هوشمند را می‌بینیم که حتی یک خودکار برای یادداشت کردن سرفصل‌های مورد بحث در جلسه ندارد، اما به‌لطف پدرش به یکی از اعضای هیئت مدیره خاف تبدیل شده است.

باید در قسمت دوازهم سریال هیولا منتظر پرونده سازی کامروا برای هوشنگ شرافت باشیم تا با قربانی کردن هوشنگ خودشان جان سالم به در ببرند اما با توجه به سایر سریال های مهران مدیری میتوان گفت رویداد هایی که در این قسمت ها اتفاق می افتند قابل حدس نخواهد بود و ممکن است شاهد اتفاق های هیجان انگیزتری باشیم.

ورود به سایت دیدگاه ها 0
avatar
  Subscribe  
اعلام کردن به